تبليغاتX
آینه ها دچار فراموشی اند

آینه ها دچار فراموشی اند

ترجیح می دهم که خودم باشم و خودم/حتی از انزوای خودم گوشه گیر تر


 

 

 

جمعه بیست و چهارم مهر 1388

مردان شرق !

 

  نثر مثل راه رفتن براي رسيدن به مقصدي است؛ اما شعر مثل رقصيدن است كه مقصدی جز خود ندارد.

پل الوار

....

وقتی چیز هایی از این دست را فقط برای خودم و توی دفترم مینوشتم هیچوقت تصور نمی کردم که بشود روی آنها اسم شعر را گذاشت ...شعر سپید! و هنوز هم چنین چیزی را تصور نمی کنم. چون همیشه فکر می کردم لازم نیست کسی چندان هم از چند و چون شعر نو سر در بیاورد یا چندین  کتاب وچندین و چند مقاله از نظریه پردازان شعر نو را مطالعه کرده باشد تا بتواند بفهمد که  تفاوت شعر سپید با نثر چیست؟ و وجود یا عدم وجود اولین مولفه های شعر را در یک نوشته تشخیص دهد.و اینکه  نیما یعنی پدر شعر نو بیش از هر چیز به نو شدن میدان دید در شعر می اندیشد نه تنها ساختار شکنی...و داشتن یک نگاه ابژکتیو به سوژه ها و رسیدن به این نوع نگاه متفاوت از آنچه در گذشته بوده وشاعران کلاسیک داشتند ،برای یک شاعر نو اندیش چیزی فراتر از ابزار شاعری بوده و هدفی برای شاعری او محسوب می شود.و یا لازم نیست کسی اطلاعات چندانی از تکنیک های شعر نو داشته باشد... از جمله تفصیل و تاویل طرح، استغراق شاعرانه، ابژکتیویته،وصف و روایت و داشتن(( وصف روایی))،دکلماسیون و تجسم ،هارمونی،توتالیته و ترکیب لحن ها،موسیقی و فرم،عینیت گرایی ،سمبولیسم ، رسایی یا همان بلاغت در عین سادگی و غیره... چون همیشه فکر می کردم نوشته ای بدون داشتن ابزار قافیه و موسیقی وزن جدای از تمام این تکنیک ها باید حرفی فرا تر از این حرف ها داشته باشد تابشود مفهوم شعر را به آن اطلاق کرد و فارغ  از تمام این اطلاعات _که البته دانستنش برای کسی که میخواهد جدی شعر سپید بنویسد شاید  الزامی باشد_ شعر سپید ، جهان بینی و اندیشه ای بزرگ را میطلبد تا از یک نثرساده  به یک شعر مبدل شود.که درک این اندیشه و دریافت آن  تلنگر متفاوت و بزرگ ،  نیازی به این ندارد که حتما مخاطب ، شاعر باشد یا اطلاعات زیادی درباره ی شعر سپید داشته باشد.. اما متاسفانه  جدیدا توی بعضی از سایت های ادبی معروف و نشریه های ادبی شناخته شده نوشته هایی از نام هایی آشنا خوانده ام تحت عنوان شعر سپید ! که برای من با تمام ندانسته هایم شاید حتی به عنوان یک مخاطب عامی شعر  ، سخت نبود  تشخیص اینکه آن نوشته بیشتر به یک داستان مینیمال شباهت داشت یا از آن هم فجیع تر گاهی بعضی از این نوشته ها صرفا یک متن  ادبی رمانتیک است که یک دانش آموز مقطع دبیرستان یا حتی راهنمایی برای درس انشا می نویسد یا گوشه ی کتاب هایش!کاملا بر پایه ی ذهنیت و عاری از هرنوع نگاه متفاوت و اندیشه ای...

خوب بقیه قضاوت ها رو میذارم به عهده ی صاحب نظران در این میدان...ولی خوندن چنین شعر!! هایی حد اقل برای من و اعتماد به نفسی که هیچوقت نداشتم بی فایده نبود ...دارم به خودم امیدوار می شم شاید نوشته های من هم شعر سپید باشه یا حد اقل چیزی شبیه اون:

 

 چمدانت را که باز کردی

اشک های من بود که بیرون ریخت

و تو

چه بیرحمانه برایم از سادگی و قناعت دختران لندن می گفتی

و نفهمیدی

آنقدر ساده بودم که عاشقت باشم

و آنقدر قانع ...

که پایم را  اندازه ی چند جفت جوراب چینی

که نخواستم و نیاوردی

از چمدانت بیرون بکشم و تو نبینی

خوب حق داری !

حتما نگاهم حتی نامرئی تر از گذشته ها شده است

در این پیراهن آبی

که هیچوقت به چشم های تیره ی من نمی آمد و ((من)) به چشم های تو...

می دانم

خاک در گیر و دار دنباله های آبی دامنم

آنقدر هم دامن گیر نیست

که پروازت را به تاخیر بیندازد

تا دیرم نشده چمدانت را ببند

می دانم

چشم آبی ها مردان شرق را می پرستند!

 

 

 

نوشته شده در  ساعت 21:20  توسط آینه  | 


درباره ي من


من رازی ندارم...قلب من کتابی است گشوده
خواندن آن برای تو دشوار نیست
بگو دوستم داری...
تا زیبا تر شوم

با خودم هستم.

خودم هستم!

با خودم؟!

خودم؟؟!

زهراسادات هاشمی

الهی کیف ادعوک و انا انا و کیف اقطع رجائی منک و انت انت...
خدایا چگونه تو را بخوانم منی که منم و چگونه نا امیدم کنی تویی که تویی...



 

پست الکترونيک

نوشته هاي سابق

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386

موضوع مطالب
لينک دوستان

انجمن شعر آئینی کرج
نجمن شعر استان قم
انجمن سخن کاشان
یا علی از تو مدد
شاعران جوان قم
بهانه بودن(لیلا خانم)
وحیده خانم گرجی(یکتا)
سید حمید برقعی
حیات طیبه
غم موروثی(سما خانم)
وحید قاسمی
جوانان عاشورایی
آقای مهدی صادقی
شعر های الهه خانم
آقای عبد الجبار کاکایی(ترانه)
شعر شهدا(خانم پروانه نجاتی)
انجمن مجازی شعر
آقای امید فرهادپور
آقای محسن رضوی
باد ما را خواهد برد(صبا رهگذر)
آقای محمد برزگر
خانم نغمه مستشار نظامی
هیئت فاطمیون اراک
دلنوشته ها(رها)
چشمان ناچار(آقای یارجانلی)
خانم فاطمه دریایی
آقای کاظم بهمنی
آقای اعتصامی فرد
خانم سیده زهرا بصارتی
خانم فاطمه اختصاری
آقای عبد الحسین انصاری
خانم اعظم سعادتمند
مریم باغ سیب
روزنوشت های شاعری با شلوار چروک
مریم ها و یاکریم ها میدانند( آقای میثم فروتن)
شاعر کوچولو ( زهره خانوم )
آقای سیامک بهرامپرور
سید محمد جواد شرافت
آقای کاظم رستمی
خانم سمانه روشنی
آقای محمد شعبانی
خانم زهرا بزرگ زاده
لوح
سید مصطفی میر عبدالله
آقای مهدی زارعی
خانم نجمه بسطام خانی
خانم زهرا بشری موحد
خانم انسیه سادات هاشمی
خانم مهرانه جندقی
استاد میر شکاک
آوای آزاد
خانم مستان
خانم فاطمه نوری
خانم صدیقه حسینی
آقای حامد عسکری
آقای علیرضا بدیع
آقای سید رضا شرافت
آقای حمیدرضا حامدی
خانم زهرا انارکی
خانم زهراسادات ضرابی
آقای محمد سعید میرزایی
آقای محسن سلطانی
خانم ن . هاشمی
رقصان با گله های پروانه
آقای علی اصغر شیری
خانم لیلا کرد بچه
گروس عبدالملکیان
شیعه نیوز
کولاژ
محمد غفاری
مسیح
امیر حسین آکار
نا همواری ها
محمد رفیعی
سنجاب جونم
دختر کولی
فراسو
سیمرغ سابق (سمانه اشراقی)
نوادگان قابیل
خانم مریم محمدیان
غزل
محمد جواد آسمان
انسانم آرزوست...(انجمن اسلامی دانشگاه قم)
همین فردا بود
رسول یونان
شمس لنگرودی
رضا نیکو کار
عباس صفاری

قالب از

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين