آ ه...
آ ه س ت ه ت ر
می کشید
سیفون را
نکند
کسی
بویی ببرد
از درد هایش...
پ.ن:
وقتی چند خط بالا رو نوشتم نمی دونم چرا یاد فیلم "به همین سادگی" افتادم.مخصوصا وقتی اسم این پست رو گذاشتم: "بوی خوش زن" کسی که این دو تا فیلم رو دیده باشه می دونه که چقدر به هم ربطی ندارن.آلپاچینو با اون چشمهای غمگین...البته بازی هنگامه قاضیانی هم به نظر من کم نظیر بود
.......
معشوق خواب ها !
لبهایی عاشق به من ببخش
که همطعم فراموشی رنج ها باشد.
پل الوار
من هم میخوام یک بار توی همه عمرم خیانت کنم ! با عرض معذرت از دوستی که کامنتش خصوصی بود:
سلام
یه سوال؟
تو همون زهرا هاشمی خواهر فاطمه هستی؟
قم؟خیابون ...؟
متولد.../.../...؟
منتظر جوابتون هستم
سلام
یه جواب؟
من یک زهرا هاشمی هستم !
من هنوز همون بیابونی که به دنیا اومدم زندگی می کنم!
من با یک خورشید از یک روز سرد بهمن شصتو...اومدم سال 88، یهو دیدم وسط خیابونم...مرغداری روبروی خونه مونم شده بود مسجد!
من اکثر دخترایی که توی این شهر میشناسم اسم خواهرشون فاطمه است اسم خودشونم زهرا هاشمیه!
اتفاقا یکیشونو آخرین بار که رفتم علی بن جعفر دیدم!
داشتن میذاشتنش زیر خاک (این دیگه تعجب نداره که!)
حیف که هنوز سنگشو نذاشته بودن روش ...فوقش یکم حافظه ام کمتر می شد ولی عوضش مطمئن می شدم! اصلا می دونی؟ همیشه آرزو داشتم حافظه امو به کلی از دست بدم...فراموشی...خیلی خوبه...باور کن
نگران نباش ولی همه چی ممکنه...!
من ولی منتظر همه چی نیستم!
یک "زهرا هاشمی" که منتظرهمه چی نباشه نگران هیچی نیست!
پ.ن:
ولی از اونجایی که من خیلی آدم خاصی ام تنها " زهرا هاشمی" این شهرم که خواهر فاطمه نیست.

