تبليغاتX
آینه ها دچار فراموشی اند...
بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند / که مکدر شود آیینه ی مهر آیینم
 

امروز...

هوای آلوده ی شهر

برای نفس کشیدن

نفس های پاک تو را کم می آورد.

 

.

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم

تو می روی به سلامت ...سلام ما برسانی.

 

پاورقی:

۱.می دونم  دعای خیرش هنوز هم  هوای نفس های ما رو داره

۲.خوش به حال خاک ! امروز چه نفس راحتی می کشه.

۳.فقط یک بار....اونم هفت سال پیش...بابا منو با خودش برد...یک مسجد کوچیک و قدیمی...زیر گذر خان ...و دلخراش ترین گریه ای که صداش  هنوز تو گوشمه...همون گریه ای که ۹۶ سال هر روز شونه های آسمونو می لرزوند و دیوار های قدیمیه مسجد فاطمیه رو...پیش خودم گفتم :بازم میام...گفتم : اصلا همیشه میام...گفتم : اگه بابا هم منو نیاورد خودم تنها میام...گفتم : میام ...اما اونقدر امروز و فردا کردم...اونقدر امروز و فردا کردم...اونقدر امروز و فردا کردم که ...دیروز شد !

۴.از ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار 

فکری به حال خویش کن این روزگار نیست !




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:13 توسط :: آینه ::