تبليغاتX
آینه ها دچار فراموشی اند

آینه ها دچار فراموشی اند

ترجیح می دهم که خودم باشم و خودم/حتی از انزوای خودم گوشه گیر تر


 

 

 

جمعه یازدهم مرداد 1387

من قول می دهم که...

 

هوالحق

همانا طلوع کننده ای آشکار شد و درخشنده ای درخشید و آن که از جاده حق منحرف شد به راه راست بازگشت . خداوند گروهی را به گروهی تبدیل و روزی را در برابر روزی قرار داد

و ما چونان مانده در خشکسالانی که در انتظار با��انند انتظار چنین روزی را می کشیم....

(مولا علی.نهج البلاغه خطبه ۱۵۲)

 

فقط انتظار...

انتظار

اندکی انتظار....!

 

یک وعده خواهم از تو که گردم در انتظار

حاکم تویی در آمدن دیر و زود خویش !

 

شتاب نکنید

فقط صبر

صبر

اندکی صبر....!

 

 به جای خود محکم بایستید و در برابر بلاها مشکلات استقامت کنید و شمشیر ها و زبان های خود را در راه هوای نفس به کار نبندید و درآنچه خدا شتاب را در آن لازم ندانسته...شتاب نکنید زیرا هر کس در بستر خود با شناخت خدا و پیامبرش بمیرد شهید از دنیا رفته.

(نهج البلاغه خطبه ۱۹۰)

اما...

 

زمن هر آنچه تو خواهی بخواه صبر نخواه..

که صبر راه درازی به مرگ پیوسته است

تو ارزوی بلندی و دست من کوتاه

تو دور دست امیدی و پای من بسته است...

 

دعا کنید

دعا

اندکی دعا !

اللهم عجل لولیک الفرج

 ماه شعبان همیشه منو می بره  به سال هایی  پیش از این که منو با خودشون بردند و باور پاکی که با  تمام این سال ها  پاک شد و رفت !!!

و یک خاطره یا شاید  معجزه ای که دیدم و ایمان نیاوردم....! با اینکه هزار بار به خودم قول دادم که...

 

 

 

 

من قول می دهم که خودم باشم ، در بازوان محکم باور

شاید شبیه ( دختر سد هاشم ) با فکر های فر فریش بر  سر

 

شاید شبیه دختر ترسویی  که  قول داده بود خودش باشد

یک روز سرد بهمن شصت و دو و بعد...گریه در بغل مادر

 

و روز بعد و بعد تر از آن روز کم کم شروع لکنت یک فریاد

م م م من ...ز.. ز... ز ز زه زهر....اسمی همیشه بی الف  آخر !

 

یک شب گذشت و درد عجیبی بود در گوش های باور او پیچید

دستی که سبز برسر او بارید و درد  مرد  در تن او دیگر...

 

از آن به بعد دست زمان  له شد  ، لای دلی که بسته تر از در بود

بیست و چهار سال دلش را بست   بر خاطرات بسته ی در ...دختر _

 

گم شد میان لکنت فریادش ، زهر سکوت اسم خودش را خورد

اسمی که  مرد  در شب سردی از  زندان انفرادی یک دفتر

 

حالا که من گرسنه تر از آن شب ،حالا که درد می کشدم فریاد !

حالا که گوش باور من زخمی ، حالا که دلشکسته و تنها تر_

 

من قول می دهم که خودم باشم  پشت دخیل بسته ی این در ها

آنقدر درد می کشم از خود تا...یک دست سبز  رد شود از این در...

 

 

 

نوشته شده در  ساعت 16:34  توسط آینه  | 


پنجشنبه سوم مرداد 1387

بعد از یک سفر طولانی

 

هیچکس منتظر برگشتنم نیست

حتی داغ ترین پیاده روی شهرم

که با بیرحم ترین سنگریزه هایش

 هر روز

لگد میزد

محکککم !

 افکار خط خطیم را

تا پرتاب شوند پشت تمام دیوار های شهر

ـ لعنت بر (...  )

ـ مرگ بر ( ...)

ـ درود بر (...)

ـ دوستت دارم(...)

ـ عشق من(...)

پشت تمام دیوار های شهر

پشت افکار خط خطیم

اینجا...هیچکس...

 یعنی هیچکس منتظر برگشتنم نیست؟!

یعنی حتی خط خطی ترین  ـ دوستت دارم ـ  این دیوار هم

به من فکر نمیکند؟!

چه سوال مسخره ای

وقتی که نام ملعون های تاریخ را خط زده اند و نام مرا روی دیوارها...

اصلا این روزها

ممنوع نیست

اگر تمام دیوار های ـ زرد ـ شهر

پر شوند

 با ـ لعنت های سرخ ـ 

تا عقده های   ـ آجری ـ خود را بر سر من خالی کنند.

و من این روز ها چقدر از رنگ های گرم

متنفرم

این روز های  بی باران

که ...حتی داغ ترین پیاده روی شهرم

با بی رحم ترین سنگریزه هایش

به افکار خط خطیم فکر نمیکند...

این روز های داغ

 که هیچکس منتظر برگشتنم نیست.

 

نوشته شده در  ساعت 2:8  توسط آینه  | 


درباره ي من


من رازی ندارم...قلب من کتابی است گشوده
خواندن آن برای تو دشوار نیست
بگو دوستم داری...
تا زیبا تر شوم

با خودم هستم.

خودم هستم!

با خودم؟!

خودم؟؟!

زهراسادات هاشمی

الهی کیف ادعوک و انا انا و کیف اقطع رجائی منک و انت انت...
خدایا چگونه تو را بخوانم منی که منم و چگونه نا امیدم کنی تویی که تویی...



 

پست الکترونيک

نوشته هاي سابق

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386

موضوع مطالب
لينک دوستان

انجمن شعر آئینی کرج
نجمن شعر استان قم
انجمن سخن کاشان
یا علی از تو مدد
شاعران جوان قم
بهانه بودن(لیلا خانم)
وحیده خانم گرجی(یکتا)
سید حمید برقعی
حیات طیبه
غم موروثی(سما خانم)
وحید قاسمی
جوانان عاشورایی
آقای مهدی صادقی
شعر های الهه خانم
آقای عبد الجبار کاکایی(ترانه)
شعر شهدا(خانم پروانه نجاتی)
انجمن مجازی شعر
آقای امید فرهادپور
آقای محسن رضوی
باد ما را خواهد برد(صبا رهگذر)
آقای محمد برزگر
خانم نغمه مستشار نظامی
هیئت فاطمیون اراک
دلنوشته ها(رها)
چشمان ناچار(آقای یارجانلی)
خانم فاطمه دریایی
آقای کاظم بهمنی
آقای اعتصامی فرد
خانم سیده زهرا بصارتی
خانم فاطمه اختصاری
آقای عبد الحسین انصاری
خانم اعظم سعادتمند
مریم باغ سیب
روزنوشت های شاعری با شلوار چروک
مریم ها و یاکریم ها میدانند( آقای میثم فروتن)
شاعر کوچولو ( زهره خانوم )
آقای سیامک بهرامپرور
سید محمد جواد شرافت
آقای کاظم رستمی
خانم سمانه روشنی
آقای محمد شعبانی
خانم زهرا بزرگ زاده
لوح
سید مصطفی میر عبدالله
آقای مهدی زارعی
خانم نجمه بسطام خانی
خانم زهرا بشری موحد
خانم انسیه سادات هاشمی
خانم مهرانه جندقی
استاد میر شکاک
آوای آزاد
خانم مستان
خانم فاطمه نوری
خانم صدیقه حسینی
آقای حامد عسکری
آقای علیرضا بدیع
آقای سید رضا شرافت
آقای حمیدرضا حامدی
خانم زهرا انارکی
خانم زهراسادات ضرابی
آقای محمد سعید میرزایی
آقای محسن سلطانی
خانم ن . هاشمی
رقصان با گله های پروانه
آقای علی اصغر شیری
خانم لیلا کرد بچه
گروس عبدالملکیان
شیعه نیوز
کولاژ
محمد غفاری
مسیح
امیر حسین آکار
نا همواری ها
محمد رفیعی
سنجاب جونم
دختر کولی
فراسو
سیمرغ سابق (سمانه اشراقی)
نوادگان قابیل
خانم مریم محمدیان
غزل
محمد جواد آسمان
انسانم آرزوست...(انجمن اسلامی دانشگاه قم)
همین فردا بود
رسول یونان
شمس لنگرودی
رضا نیکو کار
عباس صفاری

قالب از

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين