هوالحق
دنیا در نظر خردمندان چونان سایه ایست که هنوز فزونی نیافته برچیده میشود...آفتابیست در حال غروب..سایه ای نابود شدنی و ستونی در حال ویرانی..
دنیا شبیه ظرفی از آب است که به سرعت پشت میکند و در آن چیزی باقی نمیماند جز....هیچ.
ومن برای شما از دو چیز میترسم: هواپرستی و آرزوهای طولانی
(مولا علی نهج البلاغه خطبه ۴۲ و ۸۳)
و...
میترسم بعد از تو
در این لیوان کوچک آب از آرزوی بزرگ اقیانوس
تکیه داده ام به این ستونی که...
و احساس میکنم غروب نزدیک است.
میترسم بعد از تو
از...
اما غزل جدیدم !
تاکی تورا و وسوسه ها را اسیر تر؟
یعنی از اینکه هست... دلم نا گزیر تر؟!
ترجیح میدهم که خودم باشم و خودم
حتی از انزوای خودم گوشه گیر تر
ترجیح میدهم که بمیرم کنار خود
از مرده ی کنار خیابان فقیر تر !
در خود به خواب با تو نبودن فرو روم...
در سرد خانه های شبی سرد و دیر تر
بر سنگ سنگ خاطره هایت لگد...شوم
در خلوت پیاده رویی سر به زیر تر
در خلوتی که میرود و دور میشود ـ
از (تو)...منی که از همه (من) ها ضمیر تر ـ
ترجیح میدهد که خودش باشد و خودش
تنها تر و
غریبه تر و
گوشه گیر تر.
![]()
یا علی

