تبليغاتX
آینه ها دچار فراموشی اند

آینه ها دچار فراموشی اند

ترجیح می دهم که خودم باشم و خودم/حتی از انزوای خودم گوشه گیر تر


 

 

 

جمعه بیستم اردیبهشت 1387

انا اهواک...

 

هو العلی

 

بزرگترین شاعر ایرانی جهان عرب!

که با واژگان عربی در شعرش پارسی بودنش را فریاد میزد و در قصاید عاشقانه ی بی نظیرش از عشق های افسانه های ایرانی و در عرفان کلماتش از مولانا...حافظ...عطار و خیام و... میگفت.

او بسیاری از آثار بزرگ ادبی زبان فارسی را به زبان عربی ترجمه کرد.از جمله  تنها  ترجمه ی منظوم مثنوی معنوی مولانا که دارای زبان و قدرت شعری بسیار

بالاییست...که افتخاری برای پارسی زبانان در جهان عرب بوده و بارها در بیروت به چاپ رسیده است .که متاسفانه هنوز در ایران...!

او با اینکه در نجف اشرف و زیر سایه ی مولا علی علیه السلام زندگی میکرد ولی با شاعران ایرانی هم دوره ی خود به طور مداوم در ارتباط بود از جمله ملک الشعرای بهار.

از قصاید او که در سوگ ملک الشعرای بهار وخانم پروین اعتصامی سروده بود در مهم ترین نشریات آن زمان جهان عرب از جمله (البیان) و (الهاتف) و... به شدت استقبال شد.

شعر های ایشان در چندین دفتر در جهان عرب به چاپ رسیده...

قصیده ی بی نظیر ایشان در مدح حضرت زهرا سلام الله علیها به اعتراف بزرگترین شاعران عرب زبان زیبا ترین قصیده ایست که درباره ی آن حضرت سروده شده است...

شعت فلا الشمس تحکیها ولا القمرو

زهراء من نورها الاکوان تزدرهروا

ما عاب مفخرها التانیث ان بها

علی الرجال نسا ء الارض تفتخروا....

 

تابید ...و خورشید و ماه را خجالت زده کرد...زهرا...که با نور او آسمانها درخشنده شدند...

زن بودنش چیزی از فخر و شکوه او کم نکرد...چراکه تمام زنان روی زمین با او به مردان فخر میفروشند.

 

در کنار اشعار آیینی این شخصیت بزرگ ...نمیتوان از قصاید احساسی و عاشقانه و همچنین شعر ها ی بی نظیر بروز  وسیاسی و اجتماعیشان به راحتی گذشت.

 

و من حالا که ...  سی سال از پرواز کبوترانه ی او  درآسمان  حرم مولا میگذرد افتخار دارم که...

 

پ.ن:چون متاسفانه شعر های این شاعر بزرگ ایرانی جهان عرب به فارسی ترجمه نشده من یکی از شعر های عاشقانه و احساس بر انگیز و دلنشین ایشون رو با ترجمه ی نه چندان دلنشین خودم مینویسم...

اگرچه میدونم درست مثل شعر های نزار قبانی شاعر بزرگ عشق و زن ...یک ترجمه ی ناقص و دست و پا شکسته هیچ وقت نمیتونه  لطافت وزیبایی بی نظیر یک شعر عربی رو به مخاطب پارسی زبان برسونه...

 

 

 و اما....

 

 انا اهواک...

 

 

انا اهواک. و ان عاکسنی فی الحب دهری

انت عمری.فاذا فارقنی فارقت عمری

سوف اسمو عن حدود الحب فی صحوی و سکری

انا لم اومن بعرف         انا لم اکفر بنکر

کلما یجری من الحب    هو الواقع یجری

فلیقل ما شاء عنی      فی الهوا زید العمرو

قد تحررت فلم اعبا       بخیر و بشر

              و تحررت فلم احفل بلب و بقشر

 

                      ..................

 

حلق الحب باحلامی الی ما لست ادری

تائها یخرق التاریخ من عصر لعصر

فاذا الجیال ما زالت مع التیار تسری

و اذابی خابط اعبر من سهل لوعر

عاثرا فی الف _(قیس) ضائعا فی الف (بشر)

و الی این الی الحب الی اغمض سر

لمحیط مده الجارف لم یطعن بجزر

غرق ( الخیام)مذا غراه بالوهم (المعری)

وسعی (ابن فارض) الخائر فی صحراء مصر

شاردا یصرخ لبیک بلا وعی و خبر

و اغتدی (حافظ شیراز) به موجه نهر

و تعری منه (بابا طاهر) عن کل ستر

صور تذعر ایمانی فی شرک و کفر....

 

(الهاشمی)

 

 

من دوستت دارم...

 

من دوستت دارم...

اگرچه  زمانه آزارم دهد...

چرا که تو تمام عمر منی و اگر از من دور شوی زندگیم را دور کرده ای.

از مرزهای عشق هم بالا رفته ام چه در هوشیاری و چه در مستیم.

من هرگز به خوبی ها ایمان نیاوردم

من هرگزبه بدی ها کافر نشدم...

هرچه که عشق به سمت من جاری کرد...

همان حقیقت من است...و ایمانم.

هرکس به هرکس از عشق من هرچه میخواهد بگوید.

من آزاد شدم... و دیگر از خوبی و بدی ترسی ندارم.

من آزاد شدم...از جسم و از مغز...

عشق رویاهایم را... پرواز کرد...به نا کجا آباد.

و من در تاریخ از عصری به عصری دیگر گم شدم...و

نسل ها در آبشار های عشق از مقابل من عبور کردند...

و من آنها را دیدم...

و من خودم را دیدم...

سرگردان در پستی ها و بلندی های یک صحرا...

قدم هایم به هزار مجنون (قیس) رسید

و در هزار (بشر) گم شدم.

با عشقی که مجهول ترین راز زندگیم بود...

در دریایی که  مد  آن بلند و بلند تر میشد و جزری نداشت.

دریایی که...(خیام) در آن غرق شد وقتی که(معری) اورا...

مجذوب اوهام خود کرد.

(ابن فارض) خسته...در بیابان های مصر سعی کنان فرار میکرد..

با فریاد  لبیک...

بی هوش  و بی خبر از همه جا.

 و ( حافظ شیراز) در این دریا موج میزد...

و (بابا طاهر)... عریان میشد...

 

و من...چیز هایی را دیدم...

که بین کفر و شرک...

ایمانم را...

لرزاند.

 

 

یا علی

 

نوشته شده در  ساعت 4:46  توسط آینه  | 


درباره ي من


همه حقیقت من سایه ایست بر دیوار

مگرد...هان ! که نیابی من مثالی را

با خودم هستم.

خودم هستم!

با خودم؟!

و خودم؟؟!

زهراسادات هاشمی

الهی کیف ادعوک و انا انا و کیف اقطع رجائی منک و انت انت...
خدایا چگونه تو را بخوانم منی که منم و چگونه نا امیدم کنی تویی که تویی...



 

پست الکترونيک

نوشته هاي سابق

دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386

موضوع مطالب
لينک دوستان

انجمن شعر آئینی کرج
نجمن شعر استان قم
انجمن سخن کاشان
یا علی از تو مدد
شاعران جوان قم
بهانه بودن(لیلا خانم)
وحیده خانم گرجی(یکتا)
سید حمید برقعی
حیات طیبه
غم موروثی(سما خانم)
وحید قاسمی
جوانان عاشورایی
آقای مهدی صادقی
شعر های الهه خانم
آقای عبد الجبار کاکایی(ترانه)
شعر شهدا(خانم پروانه نجاتی)
انجمن مجازی شعر
آقای امید فرهادپور
آقای محسن رضوی
باد ما را خواهد برد(صبا رهگذر)
آقای محمد برزگر
خانم نغمه مستشار نظامی
هیئت فاطمیون اراک
دلنوشته ها(رها)
چشمان ناچار(آقای یارجانلی)
خانم فاطمه دریایی
آقای کاظم بهمنی
آقای اعتصامی فرد
خانم سیده زهرا بصارتی
خانم فاطمه اختصاری
آقای عبد الحسین انصاری
خانم اعظم سعادتمند
مریم باغ سیب
روزنوشت های شاعری با شلوار چروک
مریم ها و یاکریم ها میدانند( آقای میثم فروتن)
شاعر کوچولو ( زهره خانوم )
آقای سیامک بهرامپرور
سید محمد جواد شرافت
آقای کاظم رستمی
خانم سمانه روشنی
آقای محمد شعبانی
خانم زهرا بزرگ زاده
لوح
سید مصطفی میر عبدالله
آقای مهدی زارعی
خانم نجمه بسطام خانی
خانم زهرا بشری موحد
خانم انسیه سادات هاشمی
خانم مهرانه جندقی
استاد میر شکاک
آوای آزاد
خانم مستان
خانم فاطمه نوری
خانم صدیقه حسینی
آقای حامد عسکری
آقای علیرضا بدیع
آقای سید رضا شرافت
آقای حمیدرضا حامدی
خانم زهرا انارکی
خانم زهراسادات ضرابی
آقای محمد سعید میرزایی
آقای محسن سلطانی
خانم ن . هاشمی
رقصان با گله های پروانه
آقای علی اصغر شیری
خانم لیلا کرد بچه
گروس عبدالملکیان
شیعه نیوز
کولاژ
محمد غفاری
مسیح
امیر حسین آکار
نا همواری ها
محمد رفیعی
سنجاب جونم
دختر کولی
فراسو
سیمرغ سابق (سمانه اشراقی)
نوادگان قابیل
خانم مریم محمدیان
غزل
محمد جواد آسمان
انسانم آرزوست...(انجمن اسلامی دانشگاه قم)
همین فردا بود
رسول یونان
شمس لنگرودی
رضا نیکو کار
عباس صفاری
من مادر من همسر من دختر
علیرضا بهرامی(داستان)
پاییز بارانی من
عادله جان
علیرضا بهرامی(شعر)

قالب از

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين